0
سبد خرید شما خالیست!
میتواند برای مشاهده محصولات بیشتر به صفحات زیر بروید :

بازارکار، چالش ها و فرصت ها دانشجویان و فارغ التحصیلان، مهندسی مکانیک نخوانند!

بازارکار، چالش ها و فرصت ها دانشجویان و فارغ التحصیلان، مهندسی مکانیک نخوانند!

دهه 80 و سیل تقاضای کنکوری ها برای مهندسی مکانیک

قشنگ خاطرم هست زمانی که سال 84 کنکور کارشناسی را شرکت کرده بودم (یادش بخیر محل آزمونم دانشگاه علم و صنعت دانشکده مکانیک بود که  با جایی که قبول شدم یکی شد) تقاضا به طرز عجیبی برای رشته مهندسی مکانیک زیاد بود طوری که ورودی های 84 دانشگاه علم و صنعت بهترین رتبه ورودی از دانشکده مکانیک بود.(معمولا از رشته مهندسی برق هست، یه جورایی خبر از این می داد که آن سالها کفه تقاضاها به سمت مهندسی مکانیک بیشتر شده بود.) الان آمار ورودی ها رو ندارم ولی احتمالا رشته های مهندسی کامپیوتر یا حتی صنایع و IT جایگاه بالاتری داشته باشند. حالا این سیل تقاضای آن سالها برای رشته مهندسی مکانیک منطقی بود؟ الان فارغ التحصیلان دهه های 80 و 90 مهندسی مکانیک که به بازار کار رسیده اند حالشون چطوره؟ بازار کار جوابگو این میزان فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک بوده؟ چقدر اون درسهایی که توی دانشگاه پاس کردیم توی صنعت کاربرد داره؟ چند درصد مشغول به کار در جایی مرتبط با رشته مهندسی مکانیک هستند؟ اونهایی که هستند چه خلاهایی در توانایی هایشان حس می کردند که در دانشگاه باید برایشان پر می شده و نشده؟

این قبیل سوال ها که از پر تکرارترین سوالها و چالش هایی بوده که طی این 10 سال سر و کله زدن با دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته مهندسی مکانیک بوده متقاعدم کرد که پاسخ های دوستان به این سوالها طی این چند سال را طی مقاله پیش رویتان جمع بندی کنم. امیدوارم بتوانم تا آخر در این مقاله شما را با خود همراه کنم و در ادامه از نظراتتان در قسمت نقد و بررسی مقاله استقبال می کنم.

 

درب باغ سبز در دانشگاههای فنی و مهندسی!

فکر می کنم اکثر فارغ  التحصیلان رشته های مختلف علی الخصوص فنی و مهندسی و صد البته بیشتر فارغ التحصیلان دانشگاههای مطرح تر به این نکته ای که عرض می کنم متفق القول اذعان داشته باشند و اون اینکه وقتی دانشجوی رشته مهندسی مکانیک یکی از دانشگاه های خوب هستی خصوصا سالهای اول فکر می کنیم گویی آسمان دهن باز کرده و ما از آسمان به زمین آمده ایم و قرار است چرخهای صنعت مملکت به دستان قدرتمند ما حرکت و ضرب آهنگ متفاوتی بگیرد.(لاقل من اینطوری فکر می کردم) شاید به خاطر همین پارادایم ذهنی هم بود که اکثر بچه های باشگاه دانشگاه دانشجویان دانشکده مهندسی مکانیک بودند، لابد فکر می کردند برای چرخاندن چرخهای صنعت نیاز مبرم به پشت بازوهای خط افتاده دارند. البته شایدم ریشه یابی روانشناسی کنیم این سیل استقبال پسرهای دانشکده مکانیک از باشگاه دانشگاه به دلیل های دیگری مثل کم بودن تعداد دخترهای ورودی دانشکده (80 نفر به 4 نفر) برسیم، اونجایی که پسرهای بخت برگشته مکانیک باید به سر و ضع شون بیشتر می رسیدن که توی دانشگاه بیشتر دیده بشن آخه کمترین تاچ پوینت های ممکن را با دخترهای دانشکده های دیگر توی کلاسهای عمومی داشتند و باید از همان کمترین تاچ پوینت ها بیشترین نتیجه را می گرفتند. حالا بریم سراغ بحث اصلی مان با اینکه می دونم این بحث های اخیر براتون جذاب تر هست!
خوب اینجا بودیم رسیدیم فضایی که برای خودمان تصویر می کردیم یک فضای بسیار ایده آل بود، به این شکل که بعد از فراغت از تحصیل قرار هست فرش قرمز برایمان پهن کنند و یک راست برویم پشت میزهای تصمیم گیر در صنعت، که متفق القول الان بعد از گذشت سالها می گوییم زهی خیال باطل!

اولین پتک زمانی به سرمان می خورد که بعد از اینکه هفتاد، هشتاد واحد پاس می کردیم با خیالی خوش به دنبال کارآموزی گرفتن در گوشه ای از صنعت می گشتیم. چشمتان روز بد نبیند! از اینکه هر جایی پذیرای مان نبود و فرش قرمزی در کار نبود که بگذریم وقتی وارد صنعت مدنظر می شدیم، خصوصا صنایع بزرگ و دولتی کاراموزی فقط خلاصه می شد به دور زدن های بی حاصل در خط تولید، دانلود سریال فرار از زندان(اون موقع روی بورس بود) با اینترنت پر سرعت، ورق زدن کتابهای کتابخونه، چرت زدن داخل نمازخانه و ...... .البته اگر که شانس می آوردیم گیر یکی از مدیرهای سخت گیر دغدغه مند می افتادیم وضع یکم بهتر می شد و غیر از کارهای بالا یکی دو تا طراحی در Solidworks یا CATIA هم می زدیم. تازه همه این ها برای دوستانی بود که تازه اهل پیچش نبودند، متاسفانه جمع کثیری از دوستان با آشنا بازی و استفاده از بند "پ" فقط از صنعت مدنظرشان امضا کارآموزی را دریافت می کردند و ترجیح می دادند سریال فرار از زندان را زیر کولر در منزل تماشا کنند تا در سالن تولید و با صدای زیاد خط و داد و بیدادهای گاه و بی گاه کارگران خط تولید. البته من همیشه به شخصه مخالف این شکل کارآموزی خصوصا برای دانشجویان رشته مهندسی مکانیک بودم و همین الان هم به عنوان کارفرما دانشجویانی که برای کارآموزی به پارس پژوهان مراجعه می کنند را به مثابه یک نیروی تمام وقت قلمداد می کنم و سعی می کنم در پروسه های مختلف سازمانی از ایشان کمک بگیرم.

درباره این درب باغ سبز اینکه البته بودند اساتیدی که هر از گاهی بادمان را خالی می کردند و با سعی می کردند با واقعیات زودتر آشنایمان کنند. مخلص کلام اینکه از ما که گذشت اگر که هنوز دانشجوی رشته مهندسی مکانیک هستید یادتون باشه خبری نیست و نهایت اینکه اگر می بینید الان برای بعضی از هم رشته ای های چندین سال جلوتر از شما فارغ التحصیل شده خبری شده یادتون باشه خبر را باید ایجاد کنید، حالا اینکه چطوری سعی می کنم در ادامه بهش بپردازیم با مقاله همراه باشید.

 

مشکلاتی که یک مهندس مکانیک تازه کار در بازارکار با آن ها برخورد می کند:

با توجه به چیزی که همه ما تجربه کردیم، ما به عنوان فارغ التحصیل مهندسی مکانیک در دانشگاه اکثرا درگیر مباحث تئوری بودیم و حتی اگر هم کارگاهی داشتیم در صورتی که هم قیف جور بود و هم قیر جور بود، هم تکنسین کارگاه روزهای کارگاه ما سر حال بود و ما هم اهل پیچش نبودیم و همه کلاس ها را حاضر می شدیم مدت زمان کارگاه در حد یک آشنایی مختصر بود و در ضمن همه مدل کارگاهی که در صنعت بسیار متنوع است جز سیلابس های ارائه شده توسط وزارت علوم نبود.(تازه انصافا علم و صنعت از منظر کمیت و کیفیت کارگاه ها از بهترین دانشگاه های کشور است) وضعیت کارآموزی های ما هم که به آن شکل یاد شده در بالا می گذشت و بیشتر در زمینه نقد و بررسی فیلم ها و سریال ها تبحر پیدا می کردیم تا اینکه واقعا صابون صنعت به تنمان بخورد. این در حالی هست که متاسفانه این شکل از کاراموزی فقط مختص به دانشجویان فنی است، مثلا چنانچه شما در رشته های پزشکی مشغول به تحصیل باشد تا چند سال به صورت مدام در بیمارستان به عنوان انترن صبح تا شب و بعضا به صورت کشیک شب تا صبح مشغول به کار نباشید و به اصطلاح طنزی که بین خود پزشکان مصطلح هست چند بیمار را افقی نکنید نمی توانید فارغ التحصیل شوید.

حال تصور کنید شما با این سطح از آشنایی با صنعت پس از فارغ التحصیلی از رشته مهندسی مکانیک وارد یک کارگاه یا کارخانه یا دفترکار و یا... می شوید.(احتمالا برای خیلی از مخاطبین این مقاله مواردی که عرض می کنم خاطره باشد.)  در روزهای اول که بدون استثنا خصوصا تکنسین های فنی که در کارشان استخوان ترکانده اند و ما در دانشگاه یک درصد از تجربه آنها را پیدا نکرده ایم سعی بر این دارند که این ندانسته هایمان بر خود ما لاقل محرز شود(خوش بینانه ترین حالت ش این هست، چنانچه قصد ضایع کردن و دست انداختن تان را نداشته باشند.) در عمل می آیند و با سوالهای مختلف از شما فیدبک می گیرند و پاسخ های شما در واقع نحوه تعاملشان با شما را در ادامه تحت تاثیر قرار می دهد. اگر فیدبک ها منطقی، درست و بدون اشتباه باشد می پذیرند که در ادامه مسیر شما را به عنوان یک مهندس در کنار خود داشته باشند و چنانچه جواب ها غلط، اشکال دار، غیر مستند و غیر علمی باشد در ادامه خیلی به حرف شنوی شان دل خوش نباشید و اصطلاحا دیگر کلاهتان برای ایشان پشمی ندارد.

به غیر از این مشکلات که از لحاظ ایرادات فنی برای خود بنده پیش آمد، مشکلات دیگری که نتیجه توسعه نیافتگی کافی در محیط دانشگاه، ضعیف بودن در برقراری ارتباط، مذاکره، ندانستن قوانین کار، دستمزد و جبران خدمت، بیمه، نداشتن مهارت های نرم (ُsoft skills) و .... (که به هیچ عنوان در دانشگاه خواستگاهی برای پوشش این مباحث وجود نداشت) نیز سبب می شد چالش های محیط کار را بیشتر و بیشتر کند.

قبل از ورود به بازارکار مهندسی مکانیک و چنانچه همین الان با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنید فکر بکر بکنید!

خوب حالا این همه روضه خوندم که کجا اشکتون و در بیارم؟ مقدمه بدون موخره و جمع بندی که فایده ندارد! سعی شد اهمیت این موضوع که شما به عنوان فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک صرفا با اطلاعات دانشگاه برای بازار کار آماده نیستید تشریح شود. حالا شما می پرسید خوب قبول آماده نیستیم یا اصلا رفتیم سر کار و دیدیم که آماده نیستیم الان باید چه کار کنیم؟

به صورت کلی در موضوعاتی که ترکیبی از مباحث فنی و علوم انسانی هست یک نسخه قطعی پیچیدن جواب قطعی و 100 درصد به درد بخور برای همه مخاطبین نیست و شاید بهترین و پربازده ترین حالت مشاوره به صورت موردی است. اما می توان درباره نقاط مشترک همه مشکلات یاد شده و جلوگیری از آن ها توصیه های کلی داشت که در ادامه سعی می شود به آن پرداخت شود:

 

1- سعی کنید واحدهایتان (خصوصا آنهایی که نزدیک تر به علایق و گرایش آینده تان است) را با اساتید صنعتی تر و سختگیرتر حتی اگر خوش نمره نیستند اخذ کنید و باور داشته باشید که بعد از فارغ التحصیلی به عدد دقیق معدل شما کار نمی دهند. حتی اگر با معدل جذبتان کنند چنانچه نتوانید انتظارات کارفرمایان را در صنعت برآورده کنید جای شما را ممکن است فردی با معدل کمتر ولی فنی تر بگیرد. در این باره شاید باورتان نشود که من هنوز بعد از 10 سال نه مدرک کارشناسی و نه مدرک کارشناسی ارشدم را از دانشگاه نگرفته ام و جایی هم نخواستند که به ایشان ارائه کنم.

 

2- اگر در رشته های فنی خصوصا مهندسی مکانیک هستید سعی کنید برای همه واحدهای آزمایشگاهی و کارگاهی حساب ویژه ای باز کنید و به بهترین شکل ممکن آنها را بگذرانید. غیبت نکنید، تمرین ها را حل کنید، برای حل مسائل و آزمایش های بیشتر مطالبه گر باشید.

  

3-مهارت هایتان را در کنار پاس کردن تئوری ها بالا ببرید.

 مهارتهایی از قبیل نقشه خوانی، تلرانس خوانی، کار با هندبوک ها، کار با استانداردها، مذاکره، بالا بردن هوش عاطفی، مدیریت پروژه، اطلاع از قوانین کار و بیمه، میزان میانگین حقوق و دستمزد گرایش های مختلف مهندسی مکانیک در صنایع مختلف. مهارت های ذکر شده در بالا علاوه بر نیاز یک دانشجو یا فارغ التحصیل مهندسی مکانیک برای اکثر فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته های فنی مهم و حیاتی است.

 

4- آشنا بودن به جاهایی که صنعتی ها حشر و نشر دارند.

مثلا خیلی جالب نیست شما به عنوان یک دانشجو یا فارغ التحصیل مهندسی مکانیک خیابان ناظم الاطبا را سر نزده باشید، یا مثلا مغازه اسکویی را نشناسید، یا مثلا اسم آزمایشگاه رازی را که خیلی از شرکتها و کارخانه ها تست های موادشان را به آنجا می سپارند نشنیده باشید. مثلا مباحث اقتصادی تولید را ندانید مثل: نقطه سر به سر در تولید، هزینه های ثابت، هزینه های متغیر، ضایعات، بهره وری و .....

 5- به مباحث بین رشته ای ناخونک بزنید.

واقعا در حال حاضر تک رشته ای(تک مهارتی) بودن فقط و فقط انتخاب هایتان برای ورود به بازار کار محدود می کند. آن زمانی که شما در آگاهی ها به دنبال فقط مهندسی مکانیک می گشتید گذشت و کارفرماها به دلیل شرایط اقتصادی(خصوصا کارفرماهای سازمان های خصوصی) ترجیح می دهند افراد چند بعدی که در چند جبهه برای شان بجنگند را به خدمت بگیرند. در حال حاضر مباحثی مانند زبان انگلیسی، پایتون، یادگیری ماشین، یادگیری عمیق، علم داده، هوش مصنوعی، ارز دیجیتال، بلاکچین، بازاریابی، تدوین مدل کسب و کار، طرح توجیهی امکان سنجی، اقتصاد و حتی فلسفه همه و همه می تواند مسیر روبرویتان را روشن تر کند و باعث شود در بزنگاهایی که زمان تصمیم گیری چندانی ندارید انتخاب های بهتری داشته باشید.

6- روغنی شوید

نکته بسیار مهمی که ما به عنوان کسی که سنگ رشته مهندسی مکانیک را به سینه می زنیم نباید از روغنی شدن که اصطلاح دست به آچار بودن کارگاهی شدن هست ابایی داشته باشیم. خیلی وقت ها داخل همین روغنی شدن ها و دست به آچار بودن ها و به اصطلاح در شکم کار رفتن هاست که ایده هایی به ذهنتان می رسد و می توانید راهکارهایی به منظور بهبود عملکرد اپراتور، کارمند، کارگر در بحث زمان سنجی کار و بالابردن بهره وری شوید.

 

نویسنده: حمیدرضا سمیع پور مدیریت گروه آموزشی پارس پژوهان 

درج نظر
نظرات
1401/2/28 13:35
مطالب مفیدی بود... بنظرم کار کردن(در یک محیط مرتبط) در دوران تحصیل برای مهندسای مکانیک خیلی کمک کننده است که متاسفانه مرسوم نیس..
1401/2/28 14:24
به نظرم توی تمام رشته ها یه آرمان شهر اولش میبینیم و انتخاب میکنیم... اما کم کم واقعیت هارو میپذیریم😞 ولی در جواب سوال اول به نطرم دانشگاه اونقدری اثرگذار نیست که تجربه مهمهو دست به کار شدن...
1401/2/29 10:04
هیچوقت ارتباط بین  صنعت و‌دانشگاه بر‌قرار  نبوده و فقط در قالب  یک‌شعار و‌ چند عکس یادگاری بین اساتید و صنعت باقی مانده . دانشگاه یک تله بزرگ برای  این است که سیل عظیمی  از جوونها  به یکباره  متقاضی کار  نباشن  و ما سالها  سرگرم  شدیم و نهایتا با یک مدرک  که شماهم گفتید  دلخوش  شدیم . کارگاه ها  و‌ازمایشگاه که بخش  اصلی برای رشته فنی مهندسی از کلاس اندیشه .. تایم کمتری  داشت !! ما قربانی سیستم  اموزشی  نا کارامد و غلط هستیم . و الان که دانشگاه دیگه جای برای کسب درامد شده و به بهونه کلاس مهارتی (در دانشگاه دولتی ) حتی به جیب دانشجو  رحم نمیکنه و‌با کیفیت پایین اموزشی دانشجو را ترقیب میکنه در این کلاس های مهارتی شرکت کنه . یا به بهونه طرح دستیاری و‌.. دانشجو‌به عنوان نیروی کار مجانی در اختیار شرکت های تازه تاسیس قرار بگیره .سوال اینه چطور وقتی کاراموزی نمیتونه کارخودش را برای دانشجو انجام بده حالا طرح حمایت از دانشجو  به بهانه مهارت اموزی و‌کار‌برای شرکت های دانش بنیان مطرح میشه !!!! چه کردیم با این سیستم اموزشی که دیگر  حتی دانش اموزان هم فکر مهاجرت دارن !!! و دانشجو فکر و ذهنش نوشتن مقاله پژوهشی است که حداقل روزنه امیدی برای مهاجرت پیدا کند !! درحالی که صنعت نیازمند نیروی کار‌کارامد است دانشجو درحال اماده شدن برای حضور در دانشگاه های خارج‌از کشور است !!! این مسیر های غلط قرار است سرمایه های انسانی  این مملکت  را در‌کدام مسیر رشد و‌توسعه قرار  دهد ؟؟
1403/6/21 11:50
هیچوقت نا امید نشید بنده در یکی از دانشگاه های سطح پایین درس خوندم اما واقعا دانشگاه اصلیم یوتبوب و مهارت آموزی در بیرون بود.فقط آخر ترم سر کلم توی دانشگاه پیدا میشد .الان خداروشکر بعد از دوسال سربازی و یک سال بیکاری تونستم در یکی از شرکت های خوب استخدام بشم
1403/6/21 11:50
هیچوقت نا امید نشید بنده در یکی از دانشگاه های سطح پایین درس خوندم اما واقعا دانشگاه اصلیم یوتبوب و مهارت آموزی در بیرون بود.فقط آخر ترم سر کلم توی دانشگاه پیدا میشد .الان خداروشکر بعد از دوسال سربازی و یک سال بیکاری تونستم در یکی از شرکت های خوب استخدام بشم
خانه
دسته ها
جستجو
0 سبد
پروفایل
بیشتر
تماس
دسته بندی ها
دوره‌های فنی مهندسی
دوره‌های مدیریت
بازگشت به بالا